لسان الملك سپهر
181
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
قدّوسا نامت العيون و الرّحمن لا تأخذه سنة و لا نوم و آن حضرت هرگز محتاج به غسل و تطهير نشد و هرگز از وى مدفوعى ديده نگشت چه در زمين اندر مىشد و در روز هفته و ماه چنان باليده مىگشت كه مشابهت با ديگر طفلان نداشت و هرگز با طفلان به بازى نشد و ايشان را نيز از بازى بازمىداشت و هرگز به دست چپ چيزى اخذ نفرمود و چون زبانش گشوده شد به هر چه دست بردى بسم اللّه گفتى . و حليمه چندان كه آن حضرت با وى بود شوهر را در كنار خويش نمىگذاشت . و هر روز نورى چون آفتاب بدان حضرت فرود شده غاشيهء او مىگشت و هر روز دو مرغ سفيد به گريبان او در رفته ناپديد گشت . چون دو سال از مدّت آن حضرت بگذشت حليمه او را به مكّه آورد و به خدمت آمنه سپرد و چون بركت از آن حضرت يافته بود در دل همىخواست تا وسيلهاى انگيزد و جنابش را ديگر باره به منزل خود برد . پس عرض كرد كه : اى آمنه آب و هواى مكّه نيكو نباشد و بيشتر وقت مرض و با در اين اراضى ظاهر گردد و من بر اين طفل سخت ترسانم اگر اجازت دهى و بازش به من گذارى او را ديگر باره به خانهء خويش برم و نيكو بدارم . الحاح فراوان فرمود تا اجازت يافت و آن حضرت را برداشته به خانهء خويش شتافت و مدتى ديگر بداشت چنان كه مذكور خواهد شد . همانا جماعتى از مورخين بر آنند كه شيما بعد از مبعث رسول اللّه ايمان آورد و در اسلام حليمه خلاف كردهاند و اين سخن با آن همه آيات كه حليمه مشاهده كرد و آن سعادت ارضاع كه او را ارزانى شد استوار نباشد و نيز بعضى از محققين ، اسلام او را تصريح كردهاند .